آیا نگارش ِ مجدد تورات به دستور پادشاهان ایران انجام شد؟؟؟

 bible تورات کتاب مقدس

به موجب روایتی در هنگام ویرانی معبد اورشلیم نسخه های قدیم و معتبر کتاب عهد عتیق سوزانیده شدند و تا مدت ها هیچ نسخه ای از آن در دسترس نبود و نسخه های امروزی تورات هایی هستند که بعد ها توسط کاهنان ِ یهودی بازنویسی شده اند

براساس برخی روایات تمام متن تورات امروزی در مکاشفه ای از جانب یهوه (خدا) به عزرا کاهن یهود (که قبلا در ایران به سر می برد) وحی شده است و وی آن را در مدت چهل روز و چهل شب به پنج کاتب یهودی دیکته کرد

جای ذکر دارد که عزرا از جانب خشایارشا مامور تدوین قانون برای یهودیان فلسطین شده بود و برای همین با گروهی از کاهنان به اورشلیم رفت

 

اسپینوزا فیلسوف یهودی هلندی در رساله خود تصریح می کند :

بخشی از تورات کنونی نوشته ی عزرا کاهن اعظم دوران بعد از اسارت بابلی یهود و فرستاده مخصوص خشایارشا به اورشلیم است

دیمونت در کتاب " یهودیان ، خدا و تاریخ " دو کاهن یهودی را که نویسندگان تورات کنونی بوده اند  عزرا و نحمیا می داند که هر دو ی آن ها در دربار هخامنشی خدمت می کرده اند و هردو از جانب اردشیر با ماموریت تدوین قانونی برای قوم یهود فرستاده شده بودند

ک . م. کنیان پژوهشگر آمریکایی در کتاب " تورات و باستان شناسی " توضیح می دهد که :

کار تالیف تورات توسط عزرا و نحمیا انجام گرفت

ل . م . میلز یکی از کارشناسان تاریخ مذهب (که خودش یهودی است) نوشته است :

"در طول دو قرن حکومت ایران هخامنشی بر فلسطین ، یهودیان بقدری تحت تاثیر اندیشه های ایرانی قرار گرفته بودند که بسیاری از نویسندگان یهودی آن زمان اورشلیم را بیش از آنکه یهودی بدانند شهر ایرانی می شمردند"

دکتر شفا در کتابش نوشته است که :

"فلسطین از سال 538 تا سال 330 پیش از میلاد مسیح بخشی از شاهنشاهی هخامنشی بود و به ساتراپی پنجم از ساتراپی های بیست گانه ای که به فرمان داریوش ایجاد شده بود و مرکز آن دمشق بود وابسته بود تجدید بنای ساختمان معبد اورشلیم که در زمان کوروش آغاز شده بود در زمان خشایارشا یا اردشیر به پایان رسید در آن هنگام عزرا و نحمیا پیغمبران یهود که در دربار ایران خدمت می کردند از طرف این پادشاه به فلسطین رفتند و مامور تدوین قانونی برای یهودیان شدند ، در این دوران بود که نفوذ فرهنگی ایران در مقیاس وسیعی در فرهنگ یهود گسترش یافت"

آن طور که از خود تورات بدست می آید به ما نشان می دهد که ایران جایگاه ویژه ای در این کتاب مقدس دارد

در تورات 27 بار کوروش و 18 بار از داریوش و 21 بار از بخشورش (خشایارشا) و 35 بار از پارس و 2 بار از تخت جمشید و 1 بار از ری سخن رفته است

حتی آلن هانتزینگر که خودش یک کشیش مسیحی است در کتابش "ایرانیان در کتاب مقدس"

Persians In The Holy Bible

تصریح می کند که کوروش در تورات مسیح نامیده شده!

"خداوند به مسیح خویش یعنی به کوروش که دست راست او را گرفتم تا بحضور وی امت ها را مغلوب سازم" (کتاب اشعیا ، 45 ، 1)

اشعیا نبی در کتاب مقدس می فرماید که خدا این کشور (پارس) را تاسیس کرد تا مقاصذ خدا را به انجام برساند

در تورات در مورد پادشاهان ایران چنین نوشته شده است :

"هر چند ما (ملت یهود) بندگانی بیش نیستیم ، ولی خدای ما در این بندگی ما را ترک نکرده زیرا سایه بزرگواری پادشاهان پارس را بر سر ما گسترده است" (کتاب عزرا ، باب نهم ، آیه 5)

 

با توجه به عبارات بیان شده در بالا به نظر می رسد که یهودیان در برهه ای از تاریخ تحت تاثیر فرهنگ ایران قرار گرفتند

و احتمالا تحت تاثیر همین نفوذ کتاب تورات درگیر ِ یکسری از تغییراتی شده است

 


هشتم آبان روز کوروش بزرگ (سالروز فرمان آزادی کوروش بزرگ)

 منشور صلح کوروش

بخش هایی از منشور آزادی ، نخستین منشور جهانی حقوق بشر :

" ...

ارتش بزرگ من بدون جنگ و پیکار وارد شد . نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.

من برای صلح کوشیدم.

من برده داری را برانداختم و به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم هیچکس از اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.

من همه ی شهر هایی را که ویران شده بود از نو ساختم.

همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همه ی مردم را به همبستگی فراخواندم.

باشد دل ها شاد گردد.

من برای همه مردم ، جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم عطا کردم"

 

 

کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم

برای نجات دشت پاسارگاد از نابودی و اعلام حمایت خود از کوروش بزرگ به سایت زیر مراجعه کنید :

http://www.savepasargad.com

 

 


جمعه 12 مهر 1387

جشن مهرگان

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :افسانه ها و تاریخ ایران - جشن ها ،

جشن مهرگان پیروز باد

 جشن مهرگان ایرانیان باستان

یکی از جشن اصلی ایرانیان جشن مهرگان است كه برابر (مهر) شانزدهم مهر ماه است وزمانی است كه محصولات به بار نشسته وكشاورز مسرور از نه ماه انتظار دسترنج خود را به شادی برداشت میكند و برای سپاس گذاری از ایزد به جشن و پایكوبی مشغول می شود.در جشن مهرگان هم چون جشن نوروز مراسمی ویژه ای بر پا می شده كه این جشن به مدت شش روز ادامه داشته است


چهارشنبه 27 شهریور 1387

آرتمیس

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :افسانه ها و تاریخ ایران - زنان ایرانی ،

آرتمیس

آرتمیس آمیتیس Artmis Amitis 

" ناوگان پارسیان در ساحل پهلو می گیرد

ارتش خشایارشا به سمت آتن پیش می رود

پیروزی نزدیک است

پارسیان با سرافرازی به آتن وارد می شوند

شهر خالی است

همه یا در دریا شکست خورده اند یا از شهر گریخته اند

آتن فتح شد "

 

آرتمیس یا آرتمیز در لغت به معنی راست گفتار بزرگ است

از آرتمیس به عنوان نخستین و تنها زن دریا سالار جهان تا به امروز نام برده اند

 او به سال 480 پیش از میلاد به مقام دریا سالاری ارتش شاهنشاهی خشایارشا رسید . و در نبرد ایران و یونان ارتش ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد

آرتمیس با خردمندی و کارآمدی بی همتایی٬ ‌کشتیهای جنگی دیو پیکر را رهبری کرد و با فرماندهی درست بایسته خویش٬ ‌ در حالی که بسیاری از ناوگانهای دیگر از دشمن شکست خوردند، ناوگان تحت فرماندهی او بر یونانیان پیروز شد

این زن فرمانده از رایزنان جنگی خشایارشا نیز بوده است

تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی و برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند


جمعه 15 شهریور 1387

پدر آسوده بخواب ...

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :افسانه ها و تاریخ ایران ،

دل از جان پرسید که اول ِ این کار چیست و آخر ِ این کار چیست و ثمره ی این کار چیست؟

جان جواب داد که اول این کار فناست و آخر ِ این کار بقاست و ثمره ی این کار وفاست

دل پرسید که فنا چیست و وفا چیست و بقا چیست؟ جان جواب داد که فنا از خودی خود رستن و وفا دوست را به میان بستن و بقا به حق پیوستن است


چهارشنبه 6 شهریور 1387

ای ایران ای مرز پرگُهر

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :افسانه ها و تاریخ ایران - شعر ،

parse پارسه تخت جمشید ایران iran

ای ایران ای مرز پرگُهر

ای خاكت سرچشمه هنر

دوراز تو اندیشه بدان

پاینده مانی تو جاودان

ای دشمن ار تو سنگ خاره‌ای من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون، شد پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

سنگ کوهت درّ و گوهر است

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کِی برون کنم

بَرگو بی مهرِ تو چون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان به ‌پاست

نورِ ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون، شد پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

ایران ای خرّم بهشت من

روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیكرم

جز مهرت در دل نپرورم

از آب و خاک و مهرِ تو سرشته شد دلم

مهرت ار برون رود چه می شود دلم

مهر تو چون، شد پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کِی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما


یوتاب (نماد دلیری و بی باکی ِ زن در ایران باستان)

youtab یوتاب

" سپاه دشمن در ایران می تازد...

شهر ها سقوط می کنند ...

شوش و بابل و استخر تسلیم شده اند ...

اسکندر برای فتح پارسه حرکت می کند ...

اما در کوه های کهکیلویه ...

در تنگه های در بند پارس متوقف می شود ...

دشمن راه پیش ندارد ...

سپاهیان آریوبرزن و خواهرش یوتاب راه را بر دشمن بسته اند ...

نبرد در می گیرد ...

دشمن عقب می نشیند ...

و اما ...

خیانت ...

با خیانت یکی از ایرانیان دشمن سپاهیان آریوبرزن و یوتاب را محاصره می کند ...

اما ایرانیان حلقه ی محاصره ی دشمن را می شکنند ...

آریوبرزن و یوتاب به پارسه می روند ...

اما ...

پایتخت قبل از رسیدن آنها سقوط کرده است ...

سپاهیان نا امید ...

در روبرویشان دشمن ...

و در عقب شان هم دشمن ...

خواهر و برادر ...

دلیر و بی باک ...

جنگ با دشمن ...

و مرگ در راه میهن"

یوتاب در لغت به معنی درخشنده و بیمانند است

از یوتاب به عنوان یکی از سردارن زن ایرانی نام برده اند

 یوتاب خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است

وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است . او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد

از یوتاب به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 پس از میلاد نیز یاد شده است

آریو برزن و یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند

به پاس هر وجب خاکی از این ملک          چه بسیار است ، آن سرها که رفته !

ز مستی برسر هر قطعه زین خاک           خدا  داند  چه  افسر  ها  که  رفته  !


مورخان یونانی ؛ تاریخ نویس یا خیال پرداز و افسانه پرداز!!!

 ایران باستان افسانه

اکثر (تقریبا تمام) منابع مکتوبی که بیان گر تاریخ ایران باستان بوده اند در حمله اسکندر گجستک و اعراب به ایران نابود و سوزانیده شده اند ، بنابراین منابعی که از آنها می توان به تاریخ ایران باستان پی برد به کتیبه ها و الواح باقیمانده از دوران باستان و نوشته های نویسندگان یونانی و رومی محدود می شود

اما نوشته های تاریخ نویسندگان یونانی ورومی دارای حرف و حدیث و شک و شبه هستند!

همان طور که واضح است ایرانیان با یونانیان و رومی ها روابط دوستانه ای نداشته اندبنابراین بناید انتظار داشت که نوشته های مورخان یونانی از دروغ و تعصب خالی باشد

محمد علی جمال زاده (پدر داستان نویسی ایران) در نامه ای به امیر مهدی بدیع (نویسنده کتاب یونانیان و بربرها)در مورد مورخین یونانی این چنین می نویسد :

" ... عبارتست از آن همه شهادت های دروغ و مجعول و ضد ونقیض

...خواننده اگر یک مثقال فهم و شعور داشته باشد خودش ملتفت خواهد شد ، آن هایی هم که فهم و ادراک ندارند بگذار تا بمیرند در عین خودپرستی و نفهمی"

یکی از این تناقض گویی ها را در داستان کمبوجیه و بردیا پسران کوروش می توان مشاهده کرد ، هر مورخ این موضوع را به دلخواه خود و با نظر شخصی خودش نوشته است :

هرودوت نوشته است :

" کمبوجیه از ترس شاه شدن بردیا او را به قتل می رساند"

گزنفون می گوید :

"در لشکر کشی به مصر کمبوجیه ، بردیا را به همراه خود برد و در آن جا او را کشت"

برخی دیگر از مورخان نوشته اند که مرگ بردیا پس از مرگ مشکوک کمبوجیه رخ می دهد

خانم پروفسور هاید ماری کخ در مورد تاریخ نویسان یونانی و رومی می نویسد :

" گزارش این افراد همواره زیر نظر نوع روابط میان شرق و غرب بوده و فاقد بی طرفی است"

پروفسور کخ در جای دیگری از کتابش در مورد چیزهایی که مورخان یونانی پیرامون زنان ایرانی نوشته اند بیان می دارد :

"از منابع (الواح و کتیبه ها) چنین بر می آید که نظر مورخان یونانی درست نیست"

استاد پیرنیا (استاد مشیرالدوله) برخی از نوشته های هرودوت در مورد تاریخ ایران را (از جمله دلایلی که هرودوت در باب حمله کمبوجیه به مصر بیان کرده است) باور نکردنی می خواند

***

آنچه که مشخص است ، علاوه بر آثار نویسندگان یونانی و رومی در گذشته ، امروزه نیز اروپاییان و غربی ها همچنان در تحریف تاریخ و فرهنگ ایران باستان می کوشند

استاد سعید نفیسی (در مقدمه کتاب دیوان شاه نعمت الله ولی) دلیل این کار اروپاییان را چنین بیان می کند :

" ... چون اروپاییان وارث تمدن یونان و روم بوده اند در همه جا کوشیده اند اثر پای یونان و روم را پیدا کنند و سرچشمه ی همه چیز را در تمدن یونان و روم و اسکندریه بدانند "

بنابراین چون غربی های امروز چون خود را وارث یونان و روم می دانند می کوشند که آن ها را قومی برتر نشان دهند و حتی برای بزرگ جلوه دادن فرهنگ و تاریخ خودشان حاضرند فرهنگ ما را خرد کنند و حقایق تاریخ ما را زیر پا بگذارند

***

در هر حال نمی توان از منابع یونانی هم به طور کامل چشم پوشی کرد و تمام قسمت های آن ها را دروغ دانست و نوشته های آنها را نادیده گرفت ولی برماست که در زمان خواندن متونی که از مورخان یونانی نقل شده اند اندکی بیندیشیم و چشم و گوش بسته آن ها را نپذیریم.

 

منابع :

کوروش کبیر ، حقیقت تاریخ : فرشاد ابریشمی

از زبان داریوش : پروفسور هاید ماری کخ

مجموعه آثار جمال زاده (اسناد و نامه ها)

دیوان شاه نعمت الله ولی (مقدمه سعید نفیسی)


جمعه 4 مرداد 1387

پوروچیستا

   نوشته شده توسط: علی الفهلم    نوع مطلب :افسانه ها و تاریخ ایران - زنان ایرانی ،

پوروچیستا (نماد آزادی زن در ایران باستان)

پوروچیستا pourochista

پوروچیستا نام کوچک‌ترین دختر از سه دختر زرتشت، بود

نام و نام خانوادگی پوروچیستا بطور کامل پوروچیستا اسپنتمان هیچداسپان بود

 

 پوروچیستا که در ایران باستان نام دختر بوده در دین یشت به معنای دانش والا آمده است 

به عبارت دیگر واژه پوروچیستا به معنی پُربینش است

 

پوروچیستا از نخستین ایمان آورندگان به اهورا مزدا بوده است

در گات ها از هفت نفر به عنوان نخستین ایمان آورندگان یاد می شود که پوروچیستا نیز یکی از آنهاست

( این هفت نفر عبارتند از میدیوماه (پسر عموی اشو زردشت)، پوروچیستا (دختر کوچک اشو زردشت)، فرشوشتره (از خاندان ایرانی هوگو، پدر همسر اشو زردشت)، فریانا (از خاندان های تورانی) جاماسپ (از خاندان هوگو و همسر پوروچیشتا)، کی گشتاسپ و همسرش بانو هوتوسا (هر دو از خاندان های برجسته ایرانی) )

نحوه ازدواج پوروچیستا نیز بسیار جالب و نشان دهنده آزادی دختران ایران باستان در انتخاب همسرشان است

داستان پیوند دختر زرتشت، پوروچیستا در اوستا بخش یسنا، هات 53 (گات 53) آمده است که این داستان از دیدگاهای گوناگونی دارای ارزش فراوانی است. نحوه ازدواج پوروچیستا، بیانگر حقوق والای یک زن در نزر ایرانیان باستان است

در گات 53 نوشته شده است :

" ای پورچیستای اسپنتمان